مراسم عروسی بختیاری ها در عشایر و روستاها ( 5 )

یکشنبه 22 آذر 1388  11:02 بعد از ظهر

نوع مطلب :اجتماعی ،شخصی ،

   با یاد و نام خدا

  مراسم عروسی بختیاری ها در عشایر و روستاها  ( 5 )

  چند نکته در مورد ازدواج :

  همانگونه که گفته شد درگذشته میان بختیاری ها پسران در بیشتر موارد و دختران تقریبا درهمه ی موارد، نقشی در انتخاب همسر نداشتند ولی به دلیل نفوذ و تسلط آیین، رسوم و آداب بر رفتارهای آنان، به ندرت طلاق و یا جدایی اتفاق می افتاد و به عکس در اکثریت ازدواجها، این پیوند های به ظاهر اجباری به ایجاد یک علاقه ی شدید در زن و شوهر منتهی می شد، علاقه ای که برخلاف امروز با نوعی احترام وافر از جانب زن نسبت به شوهر همراه می شد به گونه ای که زن همانند مادر ومادر بزرگش و همانند تمامی زنان دیگر،  تمام آنچه را که برابر رسوم محلی فکر می کرد وظیفه ی اوست، بدون تذکر شوهر انجام می داد و هیچگاه مرد به وی نمی گفت که چکار کند . تمام مدت کاملا تابع حرف شوهر بوده و هیچگاه خلاف حرف و میل او کاری انجام نمی داد . یکی دیگر از مشخصه های زنان بختیاری این بود که هیچگاه نام کوچک شوهر را برزبان نمی آوردند . زنان صبح زود برخاسته و معمولا قبل از طلوع آفتاب نان پخته، منزل را آب و جارو کرده و صبحانه ( ناشتا ) را آماده می کردند . یکی از بستگان که خدا رحمتش کند تعریف می کرد در تمام سالهایی که ازدواج کرده ام،   تنها یک بار  صبح خواب ماندم که شوهرم با صدای بلند بیدارم کردو تمام آن روز از خجالت تب کرده بودم .


ادامه مطلب

نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

مراسم عروسی بختیاری ها در عشایر و روستا ( 4 )

شنبه 21 آذر 1388  03:56 بعد از ظهر

نوع مطلب :اجتماعی ،شخصی ،

   با یاد و نام خدا

  مراسم عروسی بختیاری ها در عشایر و روستاها  ( 4 )

  یکی دیگر از قسمتهای مراسم عروسی گرزنون بود ( گر با کسره ی حرف گاف به معنی ایستادن است ) . به هنگام رسیدن به خانه داماد عروس تا زمانی که هدیه ای از داماد یا پدرش نمی گرفت وارد خانه نمی شد ( همان عروس رفته گل بچینه و زیرزبانی  در زمان حاضرکه در زمان عقد از داماد گرفته می شود ) . سپس  گوسفندی را که قبلا به عنوان قربانی آماده کرده بودند، جلو پای عروس سر می بریدند و کفش عروس را به خون آن آغشته می کردند .


ادامه مطلب

نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

مراسم عروسی بختیاری ها در عشایر و روستاها ( 3 )

شنبه 14 آذر 1388  12:34 بعد از ظهر

نوع مطلب :اجتماعی ،شخصی ،

   با یاد و نام خدا

  مراسم عروسی بختیاری ها در عشایر و روستاها  ( 3 )

 

  بعد از مراسم دست بوسون، خانواده ی داماد باید در تدارک تهیه ی مقدمات عروسی برآمده و خانواده ی عروس هم به تهیه ی وسایلی که باید به دخترمی دادند می پرداختند . پس از انجام کارهای لازم، همه ی فامیل آماده می شدند تا مراسم عروسی را  برگزار نمایند . از آنجا که عروس و داماد نیروی کار خانواده هایشان بودند و خانواده عروس می دانستند پس از عروسی یک نیروی کار کمتر داشته و از طرف دیگر خانواده ی داماد هم می دانستند او از این پس مشغله ی فکری مهمتری داشته که برمیزان و نحوه ی انجام کارهایش  تاثیرخواهد گذاشت، سعی می کردند عروسی را در پایان فصل درو و معمولا در انتهای بهار و یا زمستان که کار زیادی نداشتند برگزار کنند . البته همیشه پیش بینی ها به این شکل محقق نمی شد ، گاهی داماد سرخانه به نیروی کار خانواده می افزود و زمانی هم داماد به خانواده ی پدرزنش کمک می کرد . به هرحال همانند تعیین روز دست بوسون باز هم بزرگترها با رعایت تمام جوانب و مخصوصا آمادگی خانواده ی عروس، روزی را برای مراسم عروسی تعیین می کردند .


ادامه مطلب

نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

مراسم عروسی بختیاری ها در عشایر و روستاها ( 2 )

جمعه 13 آذر 1388  10:46 قبل از ظهر

نوع مطلب :اجتماعی ،شخصی ،

   با یاد و نام خدا

  مراسم عروسی بختیاری ها در عشایر و روستاها  ( 2 )

 

  دست بوسون ( خواستگاری رسمی یا بله برون  ) پس از اعلام تمایل و آمادگی خانواده ی عروس،  با توجه به تقویم ماههای قمری و ایام هفته و عدم تداخل با ایام سوگواری یا به قول ما قدیمی ها روزهای قتل ونیزعزادار نبودن طرفین،  روز خوبی تعیین و به خانواده ی عروس هم اطلاع داده می شد . در آن روز خانواده ی داماد به همراه چندنفر از بزرگان و ریش سفیدان محل بخصوص آنهایی که پدر عروس حرفشان را قبول داشت و به اصطلاح روی حرفشان حرف نمی زد،  به خانه ی وی می رفتند . تمام هزینه ی مراسم دست بوسون به عهده ی داماد بود و به همین دلیل یک روز قبل از آن، وسایل و مواد غذایی لازم  به خانه ی عروس فرستاده می شد .  تهیه ی غذا و پذیرایی برعهده ی خانواده ی داماد بودودر برخی موارد حتی ظرف مورد نیاز را هم می فرستادند تا هیچ هزینه ای متوجه ی خانواده ی عروس نگردد .


ادامه مطلب

نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

مراسم عروسی بختیاری ها در عشایر و روستاها ( 1 )

پنجشنبه 12 آذر 1388  08:21 بعد از ظهر

نوع مطلب :اجتماعی ،شخصی ،

   با یاد و نام خدا

  مراسم عروسی بختیاری ها در عشایر و روستاها  ( 1 )

  در دنباله ی مطالبم پیرامون آداب و رسوم بختیاری ها، در اینجا تصمیم دارم درباره ی مراسم عروسی در بین بختیاری ها بنویسم . ولی قبل از هرچیز می خواهم درباره ی منبع اخبار یا به قول یکی از آشنایان، خبرگزاری روستاییان و عشایر صحبت کنم . یک منبع خبری ساده، پیش پاافتاده، مانند سایرمنابع خبری اغلب غیرقابل اعتماد ولی موثر و کارساز،  چشمه ی آب روستا . بله چشمه ی آب روستا یک گردهمایی روزانه یا بهتر بگویم بهترین منبع خبرگیری از احوال اهالی است . در همان حالی که زنان و دختران مشغول شستن لباس یا ظرف هستند، مشک آب را پر می کنند، بچه ای را حمام می کنند و یا سرو تن خود را می شویند و ... ، خبرهای جدید و قدیم راست یا دروغ روی زبانها می چرخد


ادامه مطلب

نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:جمعه 13 آذر 1388 | نظرات ()

یادی از جلال آل احمد

سه شنبه 3 آذر 1388  10:23 قبل از ظهر

نوع مطلب :اجتماعی ،ادبیات و شعر ،شخصی ،

   با یاد و نام خدا

  به بهانه ی دومین دوره ی جایزه ی بزرگ ادبی

  یادی از جلال آل احمد  

  اولین بار در سال 1362 با نام جلال آشنا شدم و آن هم کتاب  مدیرمدرسه و راستش را بخواهید زیاد به دلم ننشست چون با توجه  تعاریفی که دیگران درباره ی نویسنده داده بودند که همین ها هم سبب جلب من به این کتاب شده بود، به نظرم کتاب زیاد جالبی نیامد . چند سال بعد توسط یکی از آشنایان که در تهران خدمت نظام وظیفه اش را می گذرانید توانستم مجموعه ای از کتابهای این نویسنده و نیز جمالزاده را گیر بیاورم . مطالعه ی آثار این دو نویسنده بیش از پیش مرا به مطالعه علاقمند کرد و شاید باور نکنید بیشتر این کتب را چندین بار خواندم .

  کتمان نمی کنم که در مطالعه ی آثار جلال آل احمد در بسیاری موارد منظور نویسنده را خصوصا در زمینه ی مسائل اجتماعی نمی فهمیدم چون اشاره ای به برخی رویدادها داشتند که من چون سابقه ی ذهنی در آن زمینه نداشتم نمی توانستم منظور وی را درک کنم ( در خدمت و خیانت روشنفکران ) . سادگی نوشتن و سلاست بیان نویسنده و از آنجا که به زبان عامیانه می نوشت، سبب افزایش علافه ی  من به مطالعه گردید .

  مدیر مدرسه، تات نشین ها بلوک زهرا، اورازان، زن زیادی، خارک دریتیم خلیج فارس ، نفرین زمین و  خسی در میقات  از جمله آثار جلال آل احمد بودند که من خریده و خوانده ام وبعدها آنها را به عزیزی که به ادبیات علاقمند بود دادم ، دوست عزیزی که متاسفانه دیگر در بین ما نیسنند روحش شاد و یادش گرامی .

  در سالهای اخیر کمبود وقت و گرفتاری و مشکلات زندگی سبب شد کمتر بتوانم به مطالعه بپردازم و اگر بگویم حدود سه سال است که هیچ کتابی را نخوانده ام باور کنید ولی در این فاصله سمت و سوی  مطالعه ی من بیشتر به  مطالبی است  که در ایترنت یافته ام .

                                                                                                      روحش شاد

 


نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

یادی از پروین اعتصامی

سه شنبه 3 آذر 1388  10:22 قبل از ظهر

نوع مطلب :اجتماعی ،ادبیات و شعر ،شخصی ،

    با یاد و نام خدا

    به بهانه ی پنجمین جشنواره ی فیلم پروین اعتصامی

  نمی دانم چرا هرگاه بحث شعر و شاعری به میان می آید، ذهن من متوجه ی پروین می شود . شاعره ای که در عمر کوتاه خود آثار و اشعار نغزی را به یادگار گذاشت . دوستان بر من خرده می گیرند که چون در ابتدایی اشعاری از این شاعر چاپ شده و من بیشتر مدت کارم را در این مقطع خدمت کرده ام  به وی توجه دارم . این نکته را می پذیرم ولی جای بحث دارد درزمانی که حکومت بر روی کوچکترین مسائل حساس بود و تمام رسانه ها مجاز بودند همه ی مسئولین را با کاریکاتور و طنز به تمسخر بگیرند ( نشریه ی فکاهی توفیق ) و فقط وارد حیطه ی شاه نشوند، پروین در شعر اشک یتیم  به صراحت شاه را چوپانی در لباس گرگ تشبیه کرده است . اگر بخواهم بیشتر به این بحث ادامه دهم ممکن است نتوانم در حد این شاعره مطلب بنویسم و نه تنها حق مطلب را ادا نکرده باشم بلکه از ارزش کار وی نیز بکاهم، بنابراین مطلبم را با ذکر شعر  اشک یتیم  به پایان می برم .

                                                اشک یتیم

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی                 فریاد شوق برسر هر کوی و بام خاست

پرسید زان میانه یکی کودکی ینیم                 کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست ؟

آن یک جواب داد چه دانیم ماکه چیست          دانیم آنقدر که متاعی گرانبهاست

نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت :          این اشک دیده ی من و خون دل شناست

مار ا به رخت و چوب شبانی فریفته است       این گرگ سالهاست که با گله آشناست

آن پارسا که ده خرد و ملک رهزن است         آن پادشا که پول رعیت خورد گداست

بر قطره ی سرشک یتیمان نگاه کن              تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست

                                                                                      روحش شاد


نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

آواز برزگری

یکشنبه 1 آذر 1388  08:20 بعد از ظهر

نوع مطلب :اجتماعی ،شخصی ،

 بایاد و نام خدا

 آواز برزگری

  عشایر قبل از تخت قاپو و یکجا نشینی،  در گرمسیر علاوه بر دامداری مقداری هم کشت و ذرع داشتند که شامل گندم وجو می شد . با آغاز فصل بهار که با توجه به وضعیت آب و هوایی کوچ سالانه ی خود را از گرمسیر  به سردسیر  شروع می کردند، هنوز گندم و جوی را که کشت کرده بودند آماده ی برداشت یا درو نبود  به همین علت تعدادی از مردان طوایف که توانایی درو و برداشت محصول را داشتند باقی مانده و بقیه عازم می شدند . افرادباقیمانده تا زمان درو و خرمن کردن محصول،  درمحل استقرار زمستانی در  کپرهایی که برپا کرده بودندو شرایط بسیار سخت زندگی می کردند . برزگران پس از درو و جمع آوری محصول آنها را در محلی خرمن کرده و روی آن را با شاخه های خاردار درخت کنار (  پرزین با فتحه ی حرف پ ) می پوشاندند و سپس عازم ییلاق می شدند . در طی این مدت خانواده هایشان اگرچه در شرایط بهتری بودند ولی مدام درباره ی وضعیت بستگانشان  که در گرمسیر باقی مانده بودند نگرانی و تشویش داشتند .

 علاوه برتمام سختی هایی که به علت عدم حضور  مردان در مسیر کوچ  برای خانواده ها پیش می آمد ونبود شرایط  مناسب و بیماری که می توانست حنی به مرگ افراد باقی ماتده در گرمسیر منجر شود، دوری از همسران هم سبب آزار و اذیت زنان و تازه عروس ها می گردید که سبب می شد  به بهانه های مختلف ابیاتی را زیر لب زمزمه کنند . در طرف مقابل مردان هم در وضعیت مشابهی قرار داشته با این تفاوت که به سبب انتظاری که ازآنها می رفت، کمتر واکنش علطفی از خود نشان می دادند (برخلاف آنچه امروزدر بین خانواده ها می بینیم، در گذشته ابراز ناراحتی زن به خاطر دوری از همسرو یا ابراز علاقه ی آشکار شوهر به همسرش، در روابط خانوادگی بختیاری ها جایی نداشته و امر پسندیده ای به شمار نمی رفت که این امر را تا حدود زیادی هنوز هم در بین افراد عشایرمی توان دید ) . این فراق و هجران حدود سه ماه به طول می انجامید و در طی سالیان دراز، شاعران محلی و  مردمان عادی  ابیاتی رادرهمین زمینه سروده و به آواز خوانده اند که به آواز برزگری موسوم است ( بختیاری ها به خاطر لطافت طبع به مسائل عاطفی توجه زیادی داشته اند که این امر در اشعار عاشقانه ی پرسوز و گدازشان به خوبی نمایان است) . در سالهای اخیربا گسترش امکانات ضبط و پخش برنامه های صوتی ، خوانندگان محلی هم به تناوب این آواز را خوانده که صدایشان در یادها مانده است از جمله مرحوم علاالدین که آواز برزگریش در عرصه ی آوازهای محلی بختیاری هیچگاه کهنه نشده و نمی شود اگرچه دیگر برزگری نمانده که این سوز و گدازهای لطیف وعاشقانه، زبان حال دل سوخته ی او باشد .

  این اشعار زبان حال  مردان و  زنان است و در حقیقت از زبان آنها سروده شده و سوزدل هرکدام را به وضوح نشان می دهد . آنجا که می سراید : کن کن مالا دلم کرده هواسون  و یا : زهرمارم با نون گندم نو .   در خاتمه ی مطلب چند بیت از آواز برزگری زنده یاد مرحوم بهمن علاالدین را برایتان می آورم :

  کن کن  مالا دلم کرده هواسون           بیو بریم زال بزنیم جاوارگه هاسون

  کن کن مالا دلم رهده به دینسون        بیو بریم زال بزنیم جا دوش پسینسون

  شمال باد می  بیو برس به دادم         خوری سی مو بیار تا بکنه شادم

  یکی نه اخواستم بیداد بخونه             بکنه خار زدلم گل بجاس بنشونه

  کی خلاص ایبوم ز ای مات گندم         وارستن برزگرون مو سی چه مندم

  برزگر نوبرزگر چپت نتنیده               داسته تند تند بکش غله منده نچیده


نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:یکشنبه 1 آذر 1388 | نظرات ()

شعری درباره ی مسجدسلیمان

سه شنبه 26 آبان 1388  11:47 بعد از ظهر

نوع مطلب :ادبیات و شعر ،شخصی ،مسجدسلیمان ،

به نام خدا

شاعر این شعر را نمی شناسم ولی امیدوارم این اجازه را بدهند تا من شعر ایشان را روی وبلاگم قرار دهم .   

مسجدسلیمان

 

آنروز كه وسعت دنیا برای ما

فقط به اندازه ی شهرمان بود

و تمام ابعاد فكرمان

از نفتك تا بی بیان

و از نفتون تا تمبی

و از چشمه علی تا كمپ كرسنت

و از سرمسجد تا سركوره ها

دور می زد ، 

نام شهرهای بزرگی

چون تهران، شیراز، اصفهان 

وشهرهای فرنگی 

مانند لندن، پاریس ، توكیو 

و لوس آنجلس ، 

هفت اقلیم دلمان را

به آسمان شادیهای جوانی  

پیوند می زد

ولی امروز

كه بیشتر این شهرها را چرخیده ایم 

به یاد می آوریم ؛

چه در  بیست فوتیها،

چه در لینهای نفتون ،

چه در خانه های كلگه ،

چه در بنگله های میدان ،

كمپ كرسنت ،

پنج بنگله

 و یا هشت بنگله

زندگی می كردیم 

بهترین دوران زندگیمان

همان زمانی بود

كه در مسجدسلیمان بودیم 

حال با صدای بلند 

فریاد می زنیم 

ای كاش  تمام وسعت دنیا

فقط به اندازه ی مسجدسلیمان بود .

نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

شعر

جمعه 22 آبان 1388  10:38 قبل از ظهر

نوع مطلب :ادبیات و شعر ،

       با یاد و نام خدا

          داش آکل         از : علی بهرامی

دل من مثل دلت سرخ و سیاهه داش آکل !

یه پلنگ پیره که تو فکر ماهه داش آکل !

زندگی دویدن دنبال نونه آره داش !

دس به کار دل شدن یه اشتباهه داش آکل

رفقا مثل قدیم لوطی گری نمی کنن

روزگار عوض شده ! خدا گواهه داش آکل

مهربونی کدومه ؟ دست نوازش چی چیه ؟

این که رو سرا می ذارن یه کلاهه داش آکل !

تو نخ هر کی می رم آخر خط ناکسیه

این روزا همزبونی دیگه گناهه داش آکل

کاکا رستم یکی بود ! اما حالا هزار هزار

پاتوق عاشق کشون چه رو به راهه داش آکل !

مشتی حرف عاشقی تو کت هیشکی نمی ره

عاشقی باد هواس ! دل پر کاهه داش آکل ..

یه طرف آدمایی ، که نونشون تو روغنه

یه طرف .. رو سفره هاشون اشک و آهه داش آکل !

یه نفر رو پر قو ، قصرطلا خواب می بینه

یه نفر خونه به دوش و بی پناهه داش آکل

پاپتی یا پاپری اون قدیما مهم نبود !

حالا عقل آدما توی نگاهه ! داش آکل

یه دهن برام بخون.. شکر تو ناز نفست

زندگی خیلی برام تلخ و تباهه داش آکل !

مجموعه ی   وعشق  را خدا به کسی رایگان نداد . از انتشارات موسسه ی فرهنگی هنری نقش سیمرغ  1386

نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

یک سرگرمی

پنجشنبه 21 آبان 1388  02:25 قبل از ظهر

نوع مطلب :سرگرمی ،

  با یاد و نام خدا

  یک سرگرمی دیگر

  با سلام ، بارها اتفاق افتاده که در یک محفل خانوادگی و یا دوستانه، یک نفر از اعضای خانواده ویا دوستان معمایی را طرح می کند و یا شما را با یک بازی و یا تردستی شگفت زده می کند .

  همه دوست دارند دارای چنین توانایی هایی باشند تا بتوانند در اینگونه مواقع به اصطلاح حرفی برای گفتن داشته باشند . به همین علت یک سرگرمی تازه را معرفی می کنم فقط توجه داشته باشید که برای اجرای این سرگرمی داشتن توانایی ضرب اعداد چند رقمی در دو رقمی ضروری است .

  در ابتدا به همه بگویید که می توانید چهار رقم اول شماره ی موبایل و سن آنها را حدس زده و بگویید . سپس از یک نفر بخواهید که چهار رقم اول شماره ی موبایل و یا یک عدد چهار رقمی را در نظر بگیرد و پس از آن از وی بخواهید به ترتیب زیر عمل کند ( فرض کنیم این چهار رقم  #### هستتند ) :

  #### * 2 +  50  *  3 -  سال تولد خود او  ( عدد مورد نظر ضربدر 2 بعلاوه ی 3 ضربدر 50 و در انتها منهای سال تولد فرد ) .

  تاکید کنید که در انجام عملیات ریاضی فوق دقت کرده ودرست انجام دهد . سپس از وی بخواهید که عددی را که به دست آورده به شما بگوید . شما هم 150 را از عدد حاصل  کم کرده و سپس سال شمسی جاری را با آن جمع کنید ( این سرگرمی با سال میلادی هم قابل اجرا است ) .

  یک عدد شش رقمی به دست می آید که دو رقم اول از سمت راست ( رقم یکان و دهگان ) سن فرد و جهار رقم بعدی هم عدد مورد نظر و یا شماره ی موبایل او می باشد .

   در انجام سرگرمی هایی از این دست و در محافل دوستانه، کمی بازار گرمی و کارهایی از این قبیل علاوه بر سرگرمی بیشتر، بر لطف کار هم می افزاید . می توانید به شوخی هم بگویید که بهتر است خانمها در این بازی شرکت نکنند چون همه می فهمند چند سال دارند و .... .


نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

استفاده از کامپیوتر

چهارشنبه 20 آبان 1388  11:25 قبل از ظهر

نوع مطلب :سرگرمی ،کامپیوتر ،وبلاگ و وبلاگ نویسی ،

   با یاد و نام خدا

  استفاده از کامپیوتر

 

  موارد استفاده ی دیگری از برنامه ی پینت

 

  ساختن تصویر زمینه ( BACKGROUND )

  شما می توانید دو یا چند تصویر از خود و یا خانواده و یا از مناظر مورد علاقه تان را در یک کادر قرار داده و به عنوان تصویر زمینه ی کامپیوتر استفاده نمایید .

  برای این کار باید تصاویر مورد نظر را اسکن کرده و در کامپیوتر ذخیره داشته باشید . پس از آن این تصاویر را با استفاده از برنامه ی پینت ( PAINT ) و به روشی که قبلا گفته شد کوچکتر کرده و دوباره ذخیره نمایید . اگر همه ی تصاویر را به یک اندازه کوچک کنید بهتر است .

  برنامه ی پینت را فعال کرده و از بخش ادیت ( EDIT ) ، گزینه ی  (  Paste From ) را انتخاب و آدرس تصویر مورد نظر را داده و آن را در کادر پینت و درهر قسمت که می خواهید قرار داده و با نام دلخواه ذخیره کنید . برای تصاویر بعدی هم به همین ترتیب عمل کرده و آنها را در یک فاب و یا کادر ذخیره نمایید .

سپس تصور ذخیره شده را به عنوان زمینه و یا(  BACKGROUND) برگزینید .

  می توانید تغییر اندازه ی تصویر مورد نظرتان را پس از انتقال به برنامه ی پینت نیز انجام دهید .

  

  ساختن دو تصویر همسان و در دو جهت

  حتما در عکاسی عکس گرفته اید و یا عکسهای دیگران را دیده اید . عکاس برای زیبایی کار خود و نمای خوب صورت فرد، از او می خواهد که کمی سرش را کج گرفته و با لبخدی بر لب به لنز دوربین نگاه کند . تکمه ی شاتر را  می زند و مدتی بعد عکس فرد آماده و به او داده می شود . اگر عکسی از خود دارید آن را اسکن و روی هارد کامپیوتر ذخیره نمایید ( اخیرا که عکاسی ها از دوربین های دیجیتال استفاده می کنند، آن را روی سی دی  ذخیره و به صاحب عکس می دهند ) . ذخیره ی عکس روی هارد به شما کمک می کند چنانچه به ظهور مجدد نیاز پیدا کردید در هرجا که باشید می توانید با ارائه ی یک کپی از آن، بر روی سی دی ، فلاش مموری و یا دیسکت، به هر آتلیه ی عکاسی عکس خود را چاپ کنید .

  شما می توانید با استفاده از برنامه ی پینت دوتصویر مشابه ولی در دوجهت از عکس خود را تهیه  و طبق روش فبلی آنها را در یک کادر قرار دهید . برای این کار برنامه ی پینت را فعال کرده و در بخش ( IMAGE ) گزینه ی  ( Flip/Rotate ) را انتخاب نمایید . در پنجره ی ( Flip and Rotate ) گزینه ی ( Flip Horizontal ) را انتخاب و OK کنید . توجه داشته باشید که تصویر دوم را با نامی متفاوت ذخیره کنید . تصویر جدید مشابه قبلی ولی در جهت مقابل است . حال با استفاده از روش قبلی دو تصویر را در یک کادر قرار داده  و ذخیره نمایید .


نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

عزاداری در میان بختیاری ها

سه شنبه 19 آبان 1388  01:44 بعد از ظهر

نوع مطلب :اجتماعی ،شخصی ،

  با یاد و نام خدا

  سوگواری در بختیاری ها

  این مطلب را از www.gtalk.ir که  توسط آقای سعید صادق زاده نوشته شده است ، نقل می کنم . 

 

 مراسم سوگواری در میان بختیاری‌ها اهمیت خاصی دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازی برگزار می‌شود که احتمالاً نشانه انس و الفت و همبستگی ژرفی است که میان آنها وجود دارد . این اهمیت  در عزاداری‌های مذهبی و هم در عزاداری های خصوصی به بارزترین شکل مشهود است .


ادامه مطلب

نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

شعر

سه شنبه 19 آبان 1388  08:24 قبل از ظهر

نوع مطلب :ادبیات و شعر ،

  کیفر        : احمد شاملو

 

در این جا چار زندان است

به هر زندان دو چندان نقب، در هر نقب چندین حجره، در هر حجره

                                                 چندین مرد در زنجیر ...

از این زنجیریان یک تن ، زنش را در تب تاریک بهتانی به ضرب

                                                      دشنه ای کشته است .

از این مردان، یکی ، در ظهرتابستان سوزان، نان فرزندان خود

                              را ، بر سر برزن، به خون نان فروش

                                        سخت دندان گرد آغشته است .

از اینان، چند کس، در خلوت یک روز باران ریز، بر راه

                                        رباخواری نشسته اند .

کسانی،  در سکوت کوچه،  از دیوار کوتاهی به روی بام

                                                      جسته اند .

کسانی،  نیم شب در گورهای تازه،  دندان طلای مردگان را

                                                  می شکسته اند .

 من اما هیچ کس را در شب تاریک و. طوفانی نکشته ام

                     من اما راه بر مرد رباخواری نبسته ام

من اما نیمه های شب ز بامی بر سر بامی نجسته ام .

 

در اینجا چار زندان است

به هر زندان دو چندان نقب و در هر نقب چندین حجره ، در هر

                                        حجره چندین مرد در زنجیر

در این زنجیریان هستند مردانی که مردار زنان را دوست

                                                       می دارند

در این زنجیریان هستند مردانی که در رویایشان هر شب زنی

                    از وحشت مرگ از جگر برمی کشد فریاد .

من اما در زنان چیزی نمی یابم – گر آن همزاد را روزی نیابم

                                                  ناگهان، خاموش –

من اما در دل کهسار رویاهای خود ، جر انعکاس سرد آهنگ

                                 صبور این علفهای بیابانی که می

                                رویند و می پوسند و می خشکند و

                                می ریزند، با چیزی ندارم گوش .

مرا گر خود نبود این بند، شاید بامدادی همچو بادی دور و لغزان

                           می گذشتم از تراز خاک سرد پست ...

جرم اینست !

جرم اینست !


نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:سه شنبه 19 آبان 1388 | نظرات ()

مراسم بختیاری ها

یکشنبه 17 آبان 1388  03:35 بعد از ظهر

نوع مطلب :اجتماعی ،مسجدسلیمان ،

    با یاد و نام خدا

  هل هله کوسه چمبری

  بختیاری ها هم مانند دیگر اقوام، مراسم مختلفی دارند که به مناسبت های گوناگون اجرا می شوند . سعی دارم تا آنجا که بتوانم در این زمینه اطلاعاتی کسب کرده و روی وبلاگم قرار دهم شاید کسانی باشند که به این قوم و فرهنگ آن علاقمند بوده و دوست داشته باشند در این زمینه ها اطلاعاتی به دست آورند .

  به عنوان نقطه ی شروع، مطلبی را پیرامون یکی از مراسم قدیمی بختیاری ها یعنی  هل هله کوسه  که در اصل طلب باران در سالهای کم باران و خشکسالی است  انتخاب و نقل می کنم . با این توضیح که برای رعایت امانت ، مطلب را همانگونه که در منبع آمده است، نوشته ام .


ادامه مطلب

نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

رنجنامه 3

پنجشنبه 14 آبان 1388  02:25 قبل از ظهر

نوع مطلب :اجتماعی ،شخصی ،مسجدسلیمان ،

  با یاد و نام خدا

  رنجنامه ( سفر به مسجدسلیمان ) 3

  از سه راهی مهدکودک به سمت دبیرستان حجاب وضع مانند قبل از این قسمت است . کاشی های سیمانی محدوده ی خیابان را مشخص کرده ولی خود خیابان فقط نامی و ظاهری از خیابان دارد . آب های هرز از قسمت بالا به پایین جاری است و عابرین و دانش آموزان مدام در هراسند که با عبور خودروها لباسشان کثیف نشود . در بخشی از فلکه ی مقابل دبیرستان حجاب، مقداری شن و ماسه ریخته اند که احتمالا برای انجام تعمیرات خیابان است ولی تاکنون به همان شکل باقی مانده است . نصب کاشی های سیمانی  نوید یک خیابان عریض را می دهد که بسیار خوشحال کننده است البته اگر کار به اتمام برسد، گرچه وجود چنین خیابانی مشکلاتی هم خواهد داشت که از جمله ی آنها باید به افزایش تصادفات ناشی از سرعت رانندگان اشاره کرد .


ادامه مطلب

نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

رنجنامه 2

چهارشنبه 13 آبان 1388  11:38 قبل از ظهر

نوع مطلب :اجتماعی ،کامپیوتر ،مسجدسلیمان ،

   با یاد و نام خدا

  رنجنامه ( سفر به مسجدسلیمان ) 2

  شرکت نفت علاوه بر سالن سرپوشیده ی ورزشی که در محوطه ی باشگاه مرکزی ساخته بود، اخیرا در محل استخر سابق این باشگاه، اقدام به احداث استخر سرپوشیده ای نموده است . این جای خوشوقتی است که چنین اقدام مفیدی در حال انجام است و امید که به اتمام رسیده و مهمتر از همه این که مورد استفاده ی همه قرار گیرد نه مانند گذشته که همسران کارکنان خارجی و کارمندان عالیرتبه ی شرکت نفت با آن لباسهای مکش مرگ ما به استخر می رفتند و برای ما فقط حسرت آب تنی مانده بود وفشار عصبی ناشی از  دیدزدن اندام نیمه لخت آنان از بالای تپه ی مشرف به باشگاه .

 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:چهارشنبه 13 آبان 1388 | نظرات ()

رنجنامه 1

دوشنبه 11 آبان 1388  02:47 بعد از ظهر

نوع مطلب :اجتماعی ،شخصی ،مسجدسلیمان ،

  با یاد و نام خدا

  رنجنامه ( سفر به مسجدسلیمان )  1

  گرچه چند سالی است که به قول شمالی ها، بنده منزل در مسجدسلیملن نیست ولی به جرات می گویم هر ماه بیش از دوهفته را در این شهر هستم .

  هفته ی گذشته هم طبق معمول یکی دو هفته ی قبل، به مسجدسلیمان ( به قول بچه ها ولایت ) رفتم و باز هم همان سریال تکراری دفعات قبل . یکی دو سال قبل وقتی وارد ترمینال اتوبوسهای مسجدسلیمان می شدی، بندرت بیش از نیم ساعت معطل می ماندی چون اتوبوسی که سرنوبت بود سریعا پر شده و حرکت می کرد و نام مسافرین برای سرویس بعدی ثبت می شد .


ادامه مطلب

نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:چهارشنبه 13 آبان 1388 | نظرات ()

استفاده از کامپیوتر

شنبه 9 آبان 1388  11:47 قبل از ظهر

نوع مطلب :سرگرمی ،کامپیوتر ،

  با یاد و نام خدا

  استفاده از کامپیوتر

  چند سال قبل برای تکمیل یک فرم نیاز داشتم عکسی را در ابعاد کوچک ضمیمه واز طریق پست الکترونیکی    یا ایمیل ارسال نمایم . اولین باری بود که این مسئله به گوشم می خورد و فکر می کردم که کار سختی است و ... . به یک عکاسی مراجعه کرده و وی پس از مدتی کار را انجام داده و نتیجه را روی یک دیسکت برایم کپی کرد و من هم بقیه ی کارها را انجام دادم .

  چندی قبل هم برای ارسال چند عکس از طریق پست الکترونیکی برای یکی از آشنایان، چون حجم عکسها بالا بود برای ضمیمه کردن آنها ( ATTACH ) به پیام با توجه به سرعت کم اینترنت، به مشکل برخوردم، ولی توانستم با استفاده از امکانات کامپیوتر و برنامه های جانبی سیستم ویندوز، مشکل را برطرف نمایم .

  گاهی اوقات که کتب و مطالب آموزشی راجع به وینددوز یا دیگر برنامه و بازیهای های کامپیوتری را می دیدم برایم این سوال پیش می آمد که چگونه تصاویر قسمتهای مختلف این برنامه ها  گرد آورده و یا چاپ می کنند .

  این سوالات و موارد مشابه دیگر انگیزه ای شد تا با استفاده از برنامه ی ویندوز ( HELP&SUPPORT ) و یا کمک گرفتن از افرادی که اطلاعاتی دارند، جواب سوالاتم را بیابم .  به همین دلیل تصمیم گرفتم این گونه موارد را روی وبلاگ قرار دهم شاید در جایی مورد استفاده ی  دیگران قرار گیرد .

  ذخیره ی تصاویری از برنامه های ویندوز

  

  اگر بخواهیم تصویری  از برنامه های ویندوز مثلا تصویر بك گراند ( Background  )  را  روی ورد یا پینت ( WORD  or  PAINT )  كپی كنیم . ابتدا كلیدهای ( Alt + Print Screen )  را فشرده و سپس كلید (Print Screen  ) را فشار می دهیم . سپس برنامه ی پینت ( PAINT )  را فعال كرده و روی ( EDIT ) و بعد ( PASTE ) كلیك می كنیم . تصویر مورد نظر در كادر پینت ظاهر شده و می توانیم آن را هرجا كه بخواهیم ذخیره كنیم .

   از این روش می توانیم برای آموزش قسمتهای مختلف ویندوز استفاده كنیم .

 

  کوچک کردن تصویر با استفاده از برنامه ی پینت ( PAINT )

 

   ابتدا برنامه ی پینت ( PAINT ) را فعال کرده ودر منو (  IMAGE  ) روی  ( STRETCH / SKEW )  کلیک  می کنیم . در فسمت ( STRETCH )  دو پنجره  با نام  ( HORIZONTAL ) و ( VERTICAL ) دیده می شوند که با صد درصد نمایش داده شده اند . به هر میزان که تمایل داریم با افزایش و یا کاهش درصد مذکور،  تصویر را بزرگتر ویا کوچک تر می کنیم و در انتها با کلیک کردن روی OK   کار را تمام کرده و تصویر حاصل را ذخیره می کنیم . در ذخیره سازی تصویر توجه داشته باشیم که می توان از نام دیگر و یا محل دیگری استفاده کرده تا تصویری متمایز از تصویر اولیه داشته باشیم و گرنه برنامه ی ( PAINT ) تصویر جدید را جایگزین تصویر اولیه می نماید .

  این کار رابا استفاده از برنامه ی ( PICTURE  MANAGER ) درنرم افزار ( OFFICE 2003 ) در بخش ( MICROSOFT OFFICE TOOLS ) نیزمی توانید انجام دهید که نسبت به ( PAINT ) امکانات بیشتری دارد .


نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

مطلبی پیرامون وبلاگ و وبلاگ نویسی

جمعه 8 آبان 1388  10:46 بعد از ظهر

نوع مطلب :شخصی ،وبلاگ و وبلاگ نویسی ،

با یاد و نام خدا

مطلبی پیرامون وبلاگ و وبلاگ نویسی

 حدود دو سال قبل که باعلاقه ای وافر نوشتن مطالب و قرار دادن آنها روی وبلاگ را آغاز کردم، فکر می کردم نوشتن خصوصا با استفاده از کامپیوتر( رایانه ) کار آسانی است  چرا که نیاز ی به نکته برداری و داشتن کاغذ و قلم و وسایل کتابت ندارد و ویرایش مطالب هم بسیار ساده است چون به راحتی می شود مطلبی را از هرجا روی مطلب جدید یا دنبال آن کپی کرد و یا هر قسمت را که بخواهی می توانی به راحتی حذف کرده و بسیاری کارهای دیگر نوشتن که هنوز هم در آنها مهارت ندارم . اما در عمل دیدم کار به این سادگی هم نیست . نوشتن علاوه برابزار کتابت که کامپیوتر جانشین خوبی برای آنها است، به چیزهای دیگری هم نیاز دارد از جمله علاقه به نوشتن، پشتکار، اطلاعات ادبی ، و ...

  زمان تحصیل هنگام درس ادبیات اصطلاح تجزیه و ترکیب را زیاد به کا رمی بردیم ، تجزیه یعنی تعیین نوع کلمه و ترکیب تعیین نقش کلمه در جمله بود . در نوشتن اما این دو اصطلاح را من در جای دیگری به کار می برم که تجزیه یعنی املای کلمات و ترکیب یعنی انشا و نحوه ی نوشتن .  البته گفتگوی محاوره ای را مستثنی کنیم که مثلا : من می خواهم به بازار رفته و میوه بخرم را راحت می نویسیم : من می خوام برم بازار و میوه بخرم . بسیاری از نویسندگان هم از این نحوه ی نگارش در مطالبشان استفاده کرده اند که بسیار دلنشین هم هست . مطلب من راجع به اشکالات املایی و انشایی است .

  چندی قبل سری به اینترنت زدم و خصوصا به وبلاگها  نگاهی کردم و به نکته ی عجیبی پی بردم . بسیاری از دوستانی که به کار وبلاگ نویسی روی آورده اند متاسفانه در زمینه ی ادبیات فارسی ضعف دارند . وجود اشکالات املایی و انشایی نشانه ی این ادعای من است . البته بر این عزیزان حرجی نیست زمانی که در مطبوعات و تلویزیون اشکالات انشایی و نگارشی می بینیم .

  پیام یکی از مراجعین به یکی از وبلاگها این گونه بود : وبلاگ شما می تواند مثال خوبی در ضمینه ی وبلاگ نویسی باشد که احتمالا منظور این بزرگوار زمینه بوده است . شاید بر من خرده بگیرید که ترک عادت مشکل است و من چون معلم بوده ام عادت دارم به اشکالات املایی و انشایی نگاه کنم . این که توجه به این موارد ریشه در شغل و حرفه ی قبلی من دارد شکی نیست ولی به قول دوست ترک زبانم که یادش به خیر باد، الله وکیلی نازیبا نیست اگر کسی در وبلاگ خود که می تواند محل مراجعه ی افراد گوناگون از قشرهای مختلف جامعه باشند، غلط املایی و انشایی داشته باشد ؟  برای رفع این مشکل که ضروری و بسیار ضروری هم هست تنها یک راه حل وجود دارد، درکنار علاقه که حتما در دوستان وبلاگ نویسمان هست، مطالعه ی کتب مختلف در زمینه ی دستور زبان فارسی برای رفع اشکالات انشایی و یا نگارشی مفید است . علاوه بر آن برای یادگیری درست نوشتن کلمات،  استفاده از فرهنگ های لغت و مطالعه ی متون مختلفی که در نشریات و یا کتب مختلف وجود دارند بسیار مفید هستند ( گرچه در بسیاری از مطالب نشریات هم اشکالات املایی و انشایی دیده می شود ) . به هر حال در نظر داشته باشید که مطالعه ی نوشته های نویسندگان مختلف می تواند به شکل غیرمستقیم به خواننده آموزش داده و سبب ارتقای سطح معلومات وی گردد .


نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

  • تعداد کل صفحات:9  
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  

Powered by
Abzarak.com