تبلیغات
مسجدسلیمان - مراسم عروسی بختیاری ها در عشایر و روستاها ( 5 )

مراسم عروسی بختیاری ها در عشایر و روستاها ( 5 )

یکشنبه 22 آذر 1388  10:02 بعد از ظهر

نوع مطلب :اجتماعی ،شخصی ،

   با یاد و نام خدا

  مراسم عروسی بختیاری ها در عشایر و روستاها  ( 5 )

  چند نکته در مورد ازدواج :

  همانگونه که گفته شد درگذشته میان بختیاری ها پسران در بیشتر موارد و دختران تقریبا درهمه ی موارد، نقشی در انتخاب همسر نداشتند ولی به دلیل نفوذ و تسلط آیین، رسوم و آداب بر رفتارهای آنان، به ندرت طلاق و یا جدایی اتفاق می افتاد و به عکس در اکثریت ازدواجها، این پیوند های به ظاهر اجباری به ایجاد یک علاقه ی شدید در زن و شوهر منتهی می شد، علاقه ای که برخلاف امروز با نوعی احترام وافر از جانب زن نسبت به شوهر همراه می شد به گونه ای که زن همانند مادر ومادر بزرگش و همانند تمامی زنان دیگر،  تمام آنچه را که برابر رسوم محلی فکر می کرد وظیفه ی اوست، بدون تذکر شوهر انجام می داد و هیچگاه مرد به وی نمی گفت که چکار کند . تمام مدت کاملا تابع حرف شوهر بوده و هیچگاه خلاف حرف و میل او کاری انجام نمی داد . یکی دیگر از مشخصه های زنان بختیاری این بود که هیچگاه نام کوچک شوهر را برزبان نمی آوردند . زنان صبح زود برخاسته و معمولا قبل از طلوع آفتاب نان پخته، منزل را آب و جارو کرده و صبحانه ( ناشتا ) را آماده می کردند . یکی از بستگان که خدا رحمتش کند تعریف می کرد در تمام سالهایی که ازدواج کرده ام،   تنها یک بار  صبح خواب ماندم که شوهرم با صدای بلند بیدارم کردو تمام آن روز از خجالت تب کرده بودم .

  با این همه بسیار دیده شده که مرد یا زنی به دلایلی  بیش از یک بار ازدواج کرده است . از جمله :

 گاهی زن در ازدواج اول صاحب بچه نمی شد و چون همیشه فکر می کردند مشکل از جانب زن است و مانند امروز وسیله ای هم جهت تشخیص نبود، مرد مجددا تجدید فراش می کرد . بیشتر این زنان مجددا ازدواج کرده و بسیاری از آنان از شوهر جدید بچه دار هم می شدند .

  از آنجا که در بین بختیاری ها فرزند پسر بیشترمورد توجه بود وچون نمی دانستند دختر یا پسر شدن نوزاد ربطی به زن ندارد، چنانچه کسی صاحب چند دختر می شد برای رهایی از این وضع زن دیگری می گرفت .

  در برخی مواقع که فردی فوت می کرد به خاطر اینکه فرزندان بی سرپرست نمانند و مادرشان بالای سرشان بماند او را به عقد برادر شوهرش درمی آوردند که اکثرا تفاوت سنی داشته و سبب ازدواج مجدد می شد . یا مشابه آن زمانی زن فوت می کرد و خواهر او را به دلیل مشابه به عقد شوهر خواهرش در می آوردند .

  در این میان زنانی نیز بودند که پس از مرگ شوهر ازدواج نکرده،  آستین همت بالا زده و با کمک خانواده ی خود و یا شوهر،  بچه هایشان را بزرگ کرده و به جایی رسانده اند .

  پسرانی یافت می شدند که تمکن مالی نداشته و برای فرار از وضعیت تجرد و ارضای نیازهای خود با دختران و یا زنانی مسن ازدواج می کردند . این افراد بعدها که به سن بالا می رسیدند اکثرا دوباره ازدواج می کردند .

 گاهی اوقات پسران جوان به دلایل مختلف مانند نیاز مالی و یا تحکم اولیا با زن و یا دختری مسن تر از خود ازدواج می کردند و بعدها و در سنین بالا معمولا دوباره تجدید فراش می کردند .

 گاهی دختران جوان را به دلایل مشابه از جمله نیاز مالی خانواده و یا منزلت اجتماعی فرد،  به مرد مسنی شوهر می دادند که در بسیاری مواقع بعد از مرگ شوهر دوباره ازدواج می کرد . 

  در این میان افرادی نیز بودند که تنها به علت تمکن مالی و یا داشتن  منزلت اجتماعی  زنان متعددی هم اختیار می کردند .

 

  گاهی جوانی از طوایف دیگر به اهالی یک روستا پناه آورده و در کنار آنان کار و زندگی می کرد ( چوپانی و برزگری ) . وی به مرور زمان به طایفه وابسته شده و معمولا دختری از طایفه را که اکثرا از ضعیف ترین خانواده ها هم بود به عقد او درمی آوردند . پس از اینکه استفاده از شناسنامه رایج شد، این افراد برخلاف رسم معمول بختیاری ها، معمولا از نام خانوادگی طایفه ی همسر استفاده می کردند .

  مزایای ازدواجهای فامیلی :

  بختیاری ها از همان ابتدا ازدواج فامیلی ( انتخاب عروس از وابستگان نزدیک )  را ترجیح می دادند . بارها دیده ام که زنان مسن تر هنگام بحث درباره ی دخترانی که با افرادی از طوایف دیگر ازدواج کرده بودند با نوعی تاسف می گفتند: شی غریوی سخته ( ازدواج با غریبه سخت است . شی بروزن بی یعنی ازدواج ) .

  شرایط اجتماعی و تسلط اولیا برفرزندان و نیز دوراندیشی آنان سبب می شد که بسیاری از پسران ودخترانی که برورویی نداشته و حتی مشکلاتی از نظر بدنی و یا هوشی داشتند، با یکی از فامیل که در سطح خوشان بود ازدواج می کردند . شاید اگر در شرایط فعلی بود بسیاری از پسران و دختران هیچگاه نمی توانستند ازدواج کنند و یا به قولی کسی به آنان زن نمی داد یا کسی آنها را به زنی نمی گرفت .

  در ازدواج های فامیلی بهانه ها کمتر بود و به همین ترتیب سختگیریهای پدر عروس در زمان حل و فصل شیربها و پشت قباله ( مهریه ) نیز بسیار کم بود . هنگام برگزاری مراسم عروسی هم به علت قرابت دو خانواده، کمتر اختلاف و نزاعی درمی گرفت .

 

  و بالاخره ازدواج های ناکامی هم داشته ایم ، برخی بسیار تلخ چون داستان عبده محمد للری و خدابس که همه شنیده و می دانند و برخی هم از چهارچوب فامیل و طایفه بیرون نرفته است . شاید شعرمحلی ومعروف :

   گلی که مو بدادم پیچ و تابش    به آب دیدگونم دادم آبش

   به درگاه الهی کی روا بی        گل از مو دیگری گیره گلابش

که در اشعار و ادبیات اکثر طوایف ایرانی دیده می شود فقط به همین موضوع اشاره دارد .

                                                                                ادامه ی مطلب در پست بعدی


نوشته شده توسط: هوشنگ بهرامی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()


Powered by
Abzarak.com